عوامل مشکل آفرین (بخش۲)

عوامل مشکل آفرین (بخش۲)

 

ایستادگی و بی حرکتی

 

دومین مشکلی که گاهی نیاز به احساس ایمان و اطمینان به بار می آورد این است که مارا ایستا و بی حرکت می کند. چه بسا کسانی که سالهاست قصد دارند در زندگیشان تغییراتی ایجاد کنند اما هیچ حرکتی نمی کنند . آنان با وجود اینکه می دانند چه را باید تغییر دهند و چرا و چگونه باید این کار را بکنند ، همچنان دست روی دست گذاشته اند و ایستا و بی حرکت مانده اند . به چه دلیل ؟ به دلیل ترس از ناشناخته . ترس از چه ؟ آفرین! از نا مطمئن بودن . به همین دلیل است که باید شک و تردید و عدم اطمینان را یارو یاور خود نگردانید .

اگر بیاموزید از نامطمئن بودن لذت ببرید ، اگر بتوانید همین حالا خودتان را در این حالت قرار دهید و در دل بگویید « لازم نیست همه ی راه چاره ها را بدانم و از همه چیز یقین داشته یاشم . من برای کشف کردن آماده هستم » آنگاه بسیار توانمند خواهید شد ، زیرا راهکارهایی که در زندگیتان به دنبالشان هستید و گامهایی که باید به سوی مراحل بعدی بردارید در قلمرویی نا شناخته نهفته است . با این توضیحات حدس میزنم متوجه شده اید که داشتن احساس ایمان و اطمینان ، با درد و ناراحتی مترادف نیست ، بلکه در مواقعی میتوان سرچشمه لذتی بی پایان باشد.

123

شما باید قدم های ابتدایی را بردارید هر چند کوچک ولی قدم ها را بردارید تا زمانی که قدم ها را برنداشته اید مسیری برای شما باز نخواهد شد.

بعضی ها میگویند ما باید اول همه چیز را کامل کنیم و بعد حرکت کنیم چنین افرادی هیچ وقت شروع نخواهند کرد.

اگر ناسا هم چنین طرز فکری داشت هیچ وقت موفق نمی شد. ناسا هم اولین قدم ها را برداشت و اینقدر سعی و خطا کرد تا بلاخره توانست فضانورد به فضا بفرستد و حتی در این مسیر سعی و خطا جان تعدادی از فضا نوردان خود را بر اثر اشتباه بچه گانه از دست داد.

پس شروع کنید و منتظر نباشید.

 

نویسنده و محقق:  مهندس مهدی عابدینی

عوامل مشکل آفرین (بخش۱)

 

عوامل مشکل آفرین (بخش۱)

اکنون بگذارید شما را با عوامل مشکل آفرین آشنا کنم که لازم است نسبت به آن حساس باشید.نیاز ما به احساس ایمان و اطمینان می تواند برسر راه ما موانعی ایجاد کند یا ما را ناتوان کند یا حتی همه آثار خوب و مفید احساس ایمان و اطمینان اولیه مان را از بین ببرد.

تعمیم دادن

نخستین مشکل بزرگی که نیاز ما به احساس ایمان واطمینان می تواند به وجود آورد این است که ممکن است باعث شود مسائل را به گونه ای تعمیم دهیم که منجر به تضعیف ما شود.

منظور از تعمیم دادن چیست ؟

همه ما در زندگی ناگزیر از تعمیم دادن هستیم . توانایی ما برای بلند شدن از روی زمین و راه رفتن در اتاق ، از این احساس اطمینان بر میخیزد که زمین زیر پایمان را نگاه خواهد داشت . اگر در این مورد شک داشتیم نمی توانستیم این کاررا بکنیم و از ترس در جای خود بی حرکت می ماندیم. اما واقعیت آن است که ما یاد گرفته ایم تعمیم دهیم که معمولا زمین مارا نگاه میدارد و هیچ گاه از خود نمی پرسیم آیا این نقطه خاص زمین مرا نگاه خواهد داشت یا نه ؟  زیرا اگر این پرسش را بکنیم در گرداب تجزیه و تحلیل بدون وقفه ای مسایل فرو خواهیم رفت. چنان از همه چیز نا مطمئن خواهیم شد که نخواهیم توانست حتی یک قدم کوچک برداریم. مشکل اینجاست که ما گاهی از روی نیاز به احساس اطمینان و بی میلی به اندیشیدن ، باورهای خود درباره مسائل زندگی تعمیم می دهیم . از آنجا که ما در دنیایی انباشته از اطلاعات گوناگون زندگی می کنیم که با شتاب و سرعتی باور نکردنی به ما یورش می آورند، بیشترمان در زمینه اندیشه ورزی به فردی خسیس و ناخن خشک تبدیل شده ایم. یاد گرفته ایم در مورد بسیاری از مسائل زحمت فکر کردن به خود ندهیم و هرچه دیگر مردم یا متخصصان به ما می گویند چشم و گوش بسته بپذیریم. یاد گرفته ایم که با تعمیم دادن دروقت و انرژی خود صرفه جویی کنیم . اگر گاهی کسی سبب آزار و ناراحتی ما شود ، در ریشه یابی موضوع هوش و خرد خود را به کار نمیگیریم و آن را به گونه ای دقیق بررسی نمی کنیم زیرا این کار انرژی زیادی از ما میگیرد . اگر کسی بارها ما را آزار دهد ، به جای اینکه به شخصی که چنین کاری با ما کرده نگاه کنیم و ببینیم آن موجود روحانی چه کسی است ، این کار اورا به ملیت ، رنگ پوست ، مرد یا زن بودن ، یا رئیس بودن او نسبت می دهیم .

111

ما باید به هر لحظه ، به هر رابطه و به هر موقعیت با چارچوبی کاملا جدید وارد شویم تا بتوانیم دست به کشف و اکتشافات بزنیم.

اگر کسی را در قالب و چارچوبی معین قرار دهیم ، به دنبال راههایی برای پشتیبانی از آن خواهیم گشت و بر اساس اصل «جستجو کن تا بیابی » بی درنگ آن راهها را خواهیم یافت. اگر کسی را « آدمی بی قید» بدانیم به دنبال مدارکی خواهیم گشت که بی قید بودن اورا تایید کند یا اگر در خودمان به دنبال شواهدی برای تایید بی قید بودنمان بگردیم ، چیزهایی را برای تصدیق آن خواهیم یافت . پس باید مراقب تعمیم هایی که می دهید باشید . تعمیم دادن گاهی می تواند باعث شود که زندگی تان را به چارچوب هایی محدود کنید.

 

به طور کلی ما نباید هر چیزی را تعمیم دهیم در اینجا با ذکر مثالی بخش اول مقاله را به پایان می رسانم.

فرض کنید در رابطه ای پسری به دختری و یا دختری به پسری خیانت کرده است از این مرحله به بد پسر و یا دختر هر جنس مخالفی را مشاده میکنند برچسب خیانت میزنند و میگویند همه مردها خیانت کارند و یا همه زنها خیانت کارند این گونه صحبت کردن یعنی تعمیم دادن به همه و این کار نادرستی است و ۱۰۰ درصد اشتباه این گونه تعمیم ها در ضمیر ناخود اگاه اثر سو گذاشته و وقایع بد تری را به همراه خواهد داشت.

 

نویسنده و محقق:  مهندس مهدی عابدینی