ماهیت ذهن و مغز هولوگرافیک

ماهیت ذهن و مغز هولوگرافیک

ماهیت واقعی ذهن چیست، و عملکرد اصلی مغز ما چیست؟

هدف از این مقاله این است که شواهدی ارائه دهیم که حاکی از آن هستند که شما مغزتان یا بدن مادی نیستید، و ماهیت ذهن، حافظه و مغز حقیقتا از آنچه که ما باورکرده ایم متفاوت هستند.

از دوران باستان، بشر همواره مجذوب ذهن بوده است، همین باعث شده که اندیشمندانی مانند بقراط و دکارت با حیرت روی ماهیت ذهن تفکر کنند. به دوران مدرن نیز نگاهی بیندازید و ببینید که چطور ذهن هنوز مورد احترام است. ما تعداد زیادی عقیده راسخ درباره ماهیت ذهن داریم، من معتقدم که ایگو-درک محدود ما از خود- و بنابراین ناآگاهی بشر، به طرز پیچیده ای با این عقاید گره خورده است.

اما واقعیت این است که ما تنها بخشی از توانایی ذهن را درک می کنیم، ما به ندرت درباره مغز و همچنین ماهیت ذهن می دانیم.

در این مقاله توضیح می دهیم که این ایده که مغز به همراه بافت ها و عصب ها که تا به حال به عنوان منبع افکار و هویت پنداشته می شده است، در واقع یک ابزار است، یک گیرنده شعور و هوش انسانی است، نه منبع آن؛ و ذهن انسان ریشه در مغز ندارد، همان طور که اینترنت ریشه در لپ تاپ و مودم شما ندارد.

“ذهن من فقط یک گیرنده است. در عالم هستی یک هسته وجود دارد که ما از او دانش، قدرت و الهام می گیریم. من به درون اسرار این هسته نفوذ نکرده ام، اما می دانم که وجود دارد.” نیکلا تسلا

انعکاس حافظه روی صفحه هوشیاری

 

ابتدا می خواهم کار یک جراح عصبی به نام ویلدر پنفیلد را تشریح کنم. در طول کار روی بیماران صرعی از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ او متوجه شد که “تحریک قشر مغز انسان با یک جریان الکتریکی خفیف گاهی اوقات خاطراتی خاص و گاهی نیز رویاهایی را زنده می کند. این کار در مورد کارکرد مغز، حافظه، ذهن و تعامل بین آنها بینش هایی برای او ایجاد کرد.

 

امواج ذهنی، هیپنوتیزم

امواج ذهنی، هیپنوتیزم

در طول یک جراحی مغز، او متوجه شد که با استفاده از یک الکترود که جریان الکتریکی خفیفی ایجاد می کرد، می تواند نواحی مغز را تحریک کند و نتایج خاص، قابل تکرار، انگیزه بخش و جالبی به دست بیاورد. در طول فرایند بیماران هوشیار نگه داشته شدند به طوری که دکترها در طول عمل مکالماتی با آنها انجام می دادند و در مورد ماهیت تجربیاتی که این جریان های الکتریکی ایجاد می کردند سریعا فیدبک دریافت می کردند.

در یک مورد او ناحیه ای از مغز مردی را تحریک کرد که باعث شد آن مرد نه تنها صدای نواخته شدن پیانو را بشنود، بلکه مردی را دید که در مقابل او نشسته و پیانو می نوازد. در یک مورد دیگر پسری اظهار داشت که مردی را دیده که روی صندلی نشسته و آواز می خواند، و مورد دیگر بیماری بود که صدای یک ارکستر کامل را شنیده بود. در هر یک از این موقعیت ها افراد شرکت کننده اشکالی گذرا از افراد یا صدای خفیف موسیقی را نمی شنیدند، بلکه تصویر را به صورت زنده می دیدند گویی واقعا درون اتاق وجود داشت.

در تمام موارد بیماران وقایعی را به خاطر می آوردند اما نه آنگونه که عموما یک خاطر را به یاد می آورید که شبیه یک تصویر ذهنی گذرا است، بلکه با جزئیات روشن به طوری که گویی در آن واقعه زندگی می کردند. برخی بیماران افرادی را در مقابلشان می دیدند و صدای آنها را می شنیدند، درست مانند اینکه آنها واقعا وجود داشتند.

دکتر پنفیلد این طور بیان می کند که به نظر می رسد ذهن می تواند یک حافظه یا رویا را روی صفحه هوشیاری منعکس کند. به علاوه او متوجه شد که وقتی مغز افراد را تحریک می کرد و آنها چیزهایی را به خاطر می آوردند، مثل یک تصویر، یک صدا یا یک احساس، آن خاطرات همواره با روندهای فکری همراه می شوند که در همان زمان وجود داشتند. بنابراین مغز داده های حسی را به صورت یک واحد کامل و یکپارچه ضبط می کند.

حافظه هولوگرافیک و ماهیت ذهن

دانشمندان شواهدی دارند که نشان می دهد تمام اطلاعات مستقیما در میدان اطراف ما یعنی تراکم انرژی زمان مکان کد می شوند. در آزمایش ویلدر پنفیلد به نظر می رسید که بیماران یک یادآوری کامل از اتفافات گذشته داشتند و در حالت بصری، یک تصویر سه بعدی یا خاطره هولوگرافیک را می دیدند.

این یک ادراک نرمال نیست.

چه می شود اگر تحریک مغز به خودی خود باعث شود که بیماران حافظه خود را درون میدان زمان مکان منعکس کنند؟ یا چه می شود اگر آن اطلاعات از قبل در یک وضعیت هولوگرافیک موجود باشند یعنی آن تصاویر، آن آهنگ ها و خاطرات درون میدان زمان مکان کد شده باشند، و احتمالا توسط خود مغز مستقیما درون میدان ثبت شده باشند، و تحریک به صورت تصادفی باعث شده باشد که آنها مستقیما خاطره را در میدان خودشان احساس کنند؟

این نه تنها احتمال وجود حافظه هولوگرافیک را در انسان ها نشان می دهد، بلکه یک درک متفاوت از خود حافظه است.

موضوع جالب دیگر این است که خاطراتی که زنده می شدند اغلب پیش پا افتاده و بی اهمیت بودند. یعنی مغز ما تمام جزئیات زندگی حتی اتفاقات معمولی را ثبت می کند، آنها برای ما قابل دسترسی هستند، البته باید بدانیم چطور به آنها دست پیدا کنیم یا چطور با قابلیت های کامل ذهنمان استفاده کنیم.

مغز حتی در حالت خفته هم خاطرات را ثبت می کند، یعنی وقتی بیماری در طول عمل جراحی در بیهوشی عمیق است، مجموعه ای گفتگوهای پزشکان و حتی برخی از جزئیات را نیز ثبت می کند. اما جالب است که بدانید “در بیهوشی عمیق، عملا هیچ امواج مغزی بالاتری وجود ندارد، یعنی برای کورتکس مغز غیر ممکن است که عمل پیچیده ای مانند به خاطر سپردن گفتگوی جراحان را انجام دهد.” این یکی ازدلایلی است که ویلدر پنفیلد بعد از ۴۰ سال تحقیق نتیجه گرفت که ذهن موجودیتی جدا از مغز است، و برای کارکرد به مغز متکی نیست.

 

چه کسی باعث حرکت می شود؟

جهان هولوگرافیک

 

در آزمایش دیگری که توسط ویلدر پنفیلد انجام شد او کورتکس حرکتی مغز بیماران را تحریک کرد که باعث شد بیمار دستش را بالا بیاورد. اگر از بیمار سوال می کردند که خودت دستت را حرکت دادی، جواب می داد، نه من حرکت ندادم. اما وقتی پنفیلد از او خواست که دستش را حرکت دهد، بیمار توانست این کار را انجام دهد و سپس گفت، “حالا من خودم دستم را حرکت دادم.” این “من” کیست که حرکت را انجام می دهد؟ چرا وقتی که بدن خود به خود حرکت می کند این “من” فعال نمی شود؟!

اگر مغز ما منبع “آنچه که هستیم” باشد، آنگاه هر تحریکی در آن که باعث حرکت شود باید این درک را به ما بدهد که این خود ما هستیم که این حرکت را ایجاد کردیم. این مورد به همراه چندین مورد دیگر، نشان دهنده این هستند که مغز ما “آنچه که هستیم” نیست، و مغز و بدن تنها به صورتی مصنوعی به “آنچه که هستیم” مرتبط هستند، و مغز قطعا منبع “آنچه که هستیم” نیست.

به نظر می رسد بافت مغز اختیاری است

حذف یک نیمکره. در مورد مفهوم هولوگرافیک مغز، و اینکه مغز تنهای ثبت کننده تجربیات بوده و نه منبع ذهن شواهدی وجود دارد که در مطالعاتی که در دانشگاه جونز هاپکین انجام شده یافت می شود. در این تحقیقات روی کودکانی که مغزشان آسیب دیده بود کار کردند. آنها متوجه شدند که با حذف نیمکره معیوب می تواند سطح هوش و هماهنگی فیزیکی را بهبود بخشید. در واقع آنها قسمت معیوب مغز کودکان را حذف می کردند.

بر اساس دانسته های ما این کار می تواند باعث آسیب جدی شود. اگر خاطرات در ذهن ذخیره می شدند، آنگاه بعد از این عمل کودکان باید آن خاطراتی که مربوط به قسمت حذف شده مغز بود را از دست می دادند. اما با این حال نتایج حیرت انگیز و بر خلاف دانسته های قبلی بود.

دکتر آیلین پی جی روی ۵۴ کودکی که تحت عمل قرار گرفته بودند تحقیق کرد و به خاطر “بازیابی حافظه، و بازیابی شخصیت و احساس شوخ طبعی کودک” متعجب شد. یک تحقیق جدید تر نیز روی ۱۱۱ کودک که عمل کرده بودند انجام شد و از این ۱۱۱ کودک ۸۶% بدون بیماری بودند و دیگر به دارو نیاز نداشتند.

بیماری هیدروسفالوس:

هیدروسفالوس به خاطر این مشکل است که سیال مهره ای مخ، نرمچه های مغز را احاطه کند، از آنجایی که جریان این سیال محدود می شود فشار در جمجمه بیشتر می شود و اغلب باعث فشردگی بافت مغز می شود. گاهی این فشردگی تا حدی زیاد می شود که تنها بخش کوچکی از بافت مغز به جا می ماند. نتیجه جالبی که به دست آمد این بود حدود ۴۰ درصد از بیمارانی که تنها ۵ درصد از بافت مغزشان باقی مانده بود آی کیو بالاتر از ۱۰۰ داشتند. با وجود از دست رفتن قسمت عظیمی از مغز، این مسئله چطور امکان پذیر است؟

توضیح منطقی برای این امر وجود ندارد، تنها واضح است که ما از ماهیت واقعی ذهن، یا مغز اطلاعات خیلی کمی داریم. هر دوی این مثال ها باز هم نشان می دهند که ذهن مستقل از مغز است.

 

مهدی عابدینی ، میلاد پاکار

تاثیر تفکر عمیق روی تغییرات مولکولی خاص در ژن ها

تاثیر تفکر عمیق روی تغییرات مولکولی خاص در ژن ها

 

بر اساس رشد شواهدی که اظهار می کنند آموزش ذهن یا القای حالات آگاهی خاص می توانند تاثیرات سلامتی سودمند داشته باشند، دانشمندان در جستجو هستند تا درک کنند چطور این تمرینات دارای تاثیرات فیزیکی روی بدن هستند. یک مطالعه جدید که توسط محققان اسپانیا و فرانسه انجام شد اولین شواهد تغییرات مولکولی خاص در بدن را بعد از یک دوره تمرینات ذهنی عمیق نشان می دهد.

این تحقیق تاثیر یک روز تمرین ذهنی عمیق را روی یک گروه از مراقبه کنندگان با تجربه، در مقایسه با گروهی از سوژه های آموزش ندیده که مشغول فعالیت های غیر مراقبه ای شدند بررسی کرد. بعد از هشت ساعت تمرین ذهنی، مراقبه کنندگان تفاوت های مولوکولی و ژنتیکی نشان دادند، مثل تغییر سطح سیستم تنظیم کننده ژن و کاهش سطح ژن های مربوط به التهاب، که این با بهبودی فیزیکی سریعتر در هنگام شرایط استرس زا همراه بود. این اولین مقاله ای بود که تغییرات سریع حالات ژن ها را در سوژه هایی که تمرینات مراقبه ذهنی داشتند نشان می داد. جالب تر این است که، این تغییرات در ژن هایی رخ دادند که هدف اصلی داروهای ضد التهاب و درد هستند.

در مطالعات بالینی نشان داده شده است که تمرینات مبتنی بر تفکر عمیق روی اختلالات التهابی  تاثیر دارند، و توسط موسسه قلب آمریکا به عنوان یک روش پیشگیری مورد تایید قرار گرفته اند.

فعالیت ژن می تواند بر اساس ادراک تغییر کند

 

بر اساس بیانیه دکتر بروس لیپتون، فعالیت ژن می تواند به صورت روزانه تغییر کند. اگر ادراک ذهنی شما در شیمی بدن شما منعکس شود، و اگر سیستم عصبی محیط اطراف را بررسی و تعبیر می کند، و سپس وضعیت شیمیایی خون را کنترل می کند، پس شما قطعا می توانید سرنوشت سلول های خود را با تغییر افکارتان تغییر دهید.

در واقع تحقیق دکتر لیپتون نشان می دهد که با تغییر ادراک، ذهن شما می تواند فعالیت ژن های شما را تغییر دهد و بیش از سی هزار تغییر در فرآورده های هر ژن ایجاد کند. جزئیات بیشتری که او بیان می کند به این صورت است که برنامه های ژن در هسته سلول قرار دارند، و شما می توانید این برنامه های ژنتیکی را با تغییر وضعیت شیمیایی خون بازنویسی کنید.

 

کروموزوم

 

امواج مغزی ، هیپنوتیزم

به عبارت ساده تر، این یعنی اگر می خواهیم سرطان را شفا دهیم، نیاز داریم نوع تفکرمان را تغییر دهیم.

“کار مغز این است که بین باورهای ما و واقعیتی که تجربه می کنیم پیوستگی ایجاد کند.”

 

“یعنی ذهن شما بیولوژی و رفتار بدن شما را تنظیم خواهد کرد تا با باورهای شما منطبق باشند. اگر به شما گفته شده باشد که در عرض شش ماه خواهید مرد و ذهن این را باور کند، احتمالا شش ماه دیگر خواهید مرد. یه این اثر نوسبو (nocebo) گفته می شود، نتیجه یک فکر منفی، که متضاد تاثیر پلاسبو است، که شفا بخشی با واسطه یک فکر مثبت انجام می شود.”

این اتفاق به یک سیستم سه گانه اشاره می کند: یک بخش از شما قسم می خورد که نمی خواهد بمیرد (ضمیر خودآگاه)، که مغلوب بخشی می شود که باور کرده شما خواهید مرد (پیش بینی دکتر که به واسطه ضمیر ناخودآگاه انجام می شود)، که یک واکنش شیمیایی القا می کند (که به واسطه شیمی مغز انجام می شود) تا تضمین کند بدن مطابق با باورهای غالب پیش برود. (عصب شناسان معتقدند ۹۵ درصد زندگی ما توسط ناخودآگاه کنترل می شود)

آن بخشی از ما که دوست ندارد بمیرد چه می شود (ضمیر خودآگاه)؟ آیا او روی شیمی مغز تاثیر نمی گذارد؟ بستگی دارد که ضمیر ناخودآگاه که حاوی عمیق ­ترین باورهای ماست چطور برنامه ریزی شده باشد. این باورهای ماست که در نهایت برگ برنده را رقم می زند.

انسان ها این طور برنامه ریزی شده اند که باور کنند قربانی هستند و هیچ کنترلی ندارند. ما از همان ابتدا توسط عقاید پدر و مادرمان برنامه ریزی می شویم. بنابراین، برای مثال، وقتی بیمار می شویم، والدینمان به ما می گویند که باید به دکتر مراجعه کنیم زیرا او مقامی است که به سلامتی رسیدگی می کند. همه ما از کودکی این پیام را دریافت می کنیم که دکترها مسئول سلامتی هستند و ما قربانی نیروهای جسمی هستیم که فراتر از توانایی کنترل ما هستند. یک اتفاق جالب این است که مردم اغلب در راه دکتر حالشان بهتر می شود! این زمانی است که توانایی ذهنی ما برای شفای خودمان بیدار می شود، یک مثال دیگر از تاثیر پلاسبو!

 

 

باورهای ناخودآگاه اهمیت بسزایی دارند

 

بسیاری از کسانی که تفکر مثبت دارند می دانند که فکر کردن به چیزهای خوب، و ساعت ها تکرار عبارات تاکیدی، همواره نتایجی که کتاب های مثبت اندیشی وعده می دهند را به همراه ندارد. زیرا تفکر مثبت از ضمیر خودآگاه می آید، در حالیکه افکار منفی متناقض همواره در ضمیر ناخودآگاه قدرتمندتر برنامه ریزی می شوند.

مشکل اصلی این است که مردم از باورها و رفتارهای خودآگاهشان مطلع هستند، اما از رفتارها و باورهای ناخودآگاهشان مطلع نیستند. بیشتر افراد حتی تایید نمی کنند که ضمیر ناخودآگاهی هم در کار است، و حقیقت این است که ضمیر ناخودآگاه میلیون ها برابر قدرتمندتر از ضمیر خودآگاه است و ما ۹۵ تا ۹۹ درصد از زندگی خود را بر اساس برنامه های ضمیر ناخودآگاه جلو می بریم.

باورهای ناخودآگاه شما با موافق و یا برعلیه شما کار می کنند، اما حقیقت این است که شما زندگی خود را کنترل نمی کنید، زیرا ضمیر ناخودآگاه شما بر کنترل خودآگاه شما تسلط دارد. بنابراین وقتی تلاش می کنید که از سطح خودآگاه با تکرار عبارات تاکیدی و گفتن من سالم هستم، شفا بخشی را ایجاد کنید، احتمالا یک برنامه ناخودآگاهی پنهان وجود دارد که کار را خراب می کند.

قدرت ضمیر ناخودآگاه به ویژه در افرادی که چند شخصیتی هستند بارز است. فرد ممکن است در ذهنیت یک شخصیت نسبت به توت فرنگی آلرژی داشته باشد، اما در تجربه ذهنیت شخصیت دوم، بدون عوارض توت فرنگی بخورد.

علم جدید در اپیژنتیک وعده می دهد که هر شخص روی کره زمین این فرصت را دارد که خود واقعی اش باشد، قدرت غیر قابل تصور و توانایی عملکردهایی مانند شفای بدن و فرهنگ و زندگی در آسایش را پیدا کند.

مهدی عابدینی ، میلاد پاکار

 

مدیر ذهن خود باشید

مدیر ذهن خود باشید

 

بسیاری از افراد همواره افکار تکراری را در سر دارند، و به صورت اتوماتیک در ناخودآگاهشان تصاویر ذهنی یکسانی را تجسم می کنند. این به این معنی است که آنها به دیدن یک فیلم در ذهنشان ادامه می دهند، و در نتیجه همین شکل زندگی را خلق کرده و در آن پیش می روند.

می توانید افکار و تصاویر را در ذهنتان تغییر دهید، این معادل است با قرار دادن یک کاست جدید در دستگاه پخش ذهنتان. از آنجایی که افکار وقایع و شرایط را خلق می کنند، با تغییر افکار تکراری، وقایع و شرایط زندگی نیز تغییر می کنند.

بسیاری از افراد نمی دانند یا معتقد نیستند که تغییر نوع افکار امکان پذیر باشد. درستی این احتمال هرگز برایشان اتفاق نیفتاده است.افرادی هستند که دارای دانش هستند و تلاش می کنند.

اگر روی تلاش برای آگاه تر بودن از فرایند تفکر سرسختی به خرج دهند، و سعی کنند محتویات ذهنشان را کنترل و فیلتر کنند، آنها در عمل متوجه می شوند افکارشان خلق کننده و دارای قدرت هستند.

ساکت کردن ذهن یک مرحله بالاتر است که افراد کمی از آن آگاهی دارند، افراد کمتری برای دستیابی به آن اقدامات عملی را انجام می دهند. اگر کسی به این هدف برسد متوجه می شود که او ذهن یا افکار نیست، بلکه چیزی فراتر از آن است. او به صورت شفاف و مستقیم واقعیت جوهره­ی راستینش، و تصور چیزی که “واقعیت” نامیده می شود را درک کرده و تجربه می کند.

توانایی ساکت کردن ذهن کلید یافتن دکمه ای است که ذهن را مطابق میل ما خاموش و روشن کند. وقتی بتوانیم هر زمان دوست داشتیم آن را خاموش کنیم، آرامش ذهن، قدرت، اعتماد و شادی را تجربه می کنیم. وقتی ذهن و افکارش ساکت باشند، می توانیم از ذهن به شکلی موثرتر استفاده کنیم.

ساکت کردن افکار و گفتگوی مداوم، خسته کننده و انرژی بر ذهن، آسایش و شادی لذت بخشی ایجاد می کند. در این مرحله ما تبدیل به مدیر ذهن خود می شویم.

قدرت تمرکز آزاد کردن ذهن را از افکار ساده تر می کند. وقتی افکاری برای حواس پرتی نباشد، فرد کاملا از جوهره درونی ابدی اش آگاه و هوشیار می شود. این هدف جویندگان معنویت و متخصصین یوگا است. این یک هدف مرموز در هر سنت و مذهبی است.

مراقبه

ذهن مسئول هر چیزی است که اتفاق می افتد. ذهن خالق هر چیزی در دنیا است. دنیا برای بقای خود به ذهن وابسته است. وقتی در خواب عمیق هستید و رویایی نمی بینید، آیا از دنیا آگاه هستید؟ آیا کسی هست که بیهوش بوده و از دنیا آگاه باشد؟ نه، هوشیاری از دنیا تنها زمانی اتفاق می افتد که ذهن فعال باشد. در مدیتیشن عمیق، وقتی ذهن آرام است، به نظر می رسد که دنیا ناپدید می شود.

وقتی بر ذهنتان چیره شوید، بر دنیا چیره می شوید. وقتی بتوانید ذهنتان را ساکت کنید، خودتان را از عادات و نگرش های منفی آزاد می کنید. آنگاه ذهن نمی تواند روی نوع احساس، روحیات، و رفتارتان تاثیر بگذارد.

وقتی ذهن را ساکت می کنید، حداقل برای یک لحظه، متوجه می شوید که شما ذهن نیستید. ذهن یک نوع انرژی است که پیوسته توجه شما را مشغول می کند. برای کسی که اولین بار با این رویکرد مواجه می شود ممکن است عجیب و احمقانه به نظر برسد. کسی که مدتی مراقبه را تمرین کرده باشد یا با فلسفه های شرقی آشنا باشد مفهوم این کلمات را درک کرده و می پذیرد. از این سکوت درونی، می توانید به ذهن نگاه کنید، درک کنید که ذهن چیست و ماهیت آن و نحوه کارکرد و علت آن را دریابید.

وقتی در جهت این حالت درونی حرکت کنید، ذهن همواره بهانه ها و دلایلی را پیشنهاد می کند تا نشان دهد کنترل نکردن او بهتر است. او می خواهد آزاد باشد و در هر جا که خواست سیر کند. او معتقد است که اگر ساکت شود، زندگی متوقف خواهد شد. او نمی تواند بپذیرد که زندگی بدون گفتگوهای مداوم و پر حرفی های درونی او هم ادامه پیدا می کند. این یک منطق اشتباه است، ذهن نمی تواند بفهمد فراتر از خودش چه می گذرد. لحظه ای که ساکت شود، در هر آنچه بعد از سکوت اتفاق می افتد نقشی ندارد.

در طبیعت هیچ خلاء ای وجود ندارد. وقتی ذهن ساکت شود، چیز جدیدی وارد می شود. یک هوشیاری همه جانبه، معنویت، قدرت خلق، “من درون”. می توانید هر نامی که خواستید روی آن بگذارید. این قدرتی است که همواره وجود داشته است، و درون ما است. این قدرت آگاهی راستین ماست که فراموش شده است.

قدرت افکار

اگر به فکر کردن روی مشکلات، ترس ها و شکست ها ادامه دهید، زندگی شما آن افکار را منعکس خواهید کرد.

  • اگر به فکر کردن روی شرایط فعلی تان ادامه دهید، دائما همین شرایط را خلق می کنید.

بسیاری از افراد در این شکل فکر کردن گرفتار شده اند، و در نتیجه، همین شرایط و اتفاقات فعلی را بارها و بارها به زندگی شان جذب می کنند.

  1. می توانید افکارتان راتغییر دهید، و می توانید افکاری که می خواهید را انتخاب کنید. این کار زندگی شما را عوض خواهید کرد.
  2. می توانید همین حالا، شروع به کشیدن تصاویری رنگی، جدید، زیبا و مثبت در ذهنتان کنید.
  3. می توانید از نگاه کردن به تصاویر و احساسات قدیمی که ذهنتان را پر کرده امتناع کنید.
  4. می توانید به تصاویر ذهنی منتخب خودتان نگاه کنید، حتی اگر شرایط فعلی زندگی شما از این تصاویر ذهنی متفاوت باشند.
  5. می توانید انتخاب کنید که چه فیلمی در پروژکتور مغزتان پخش شود.
  6. می توانید انتخاب کنید، چه تصاویر و نقاشی هایی را در اتاق داخلی ذهنتان آویزان کنید.

آیا با خواندن این مطالب احساس قدرت درونتان جاری شده است؟ شما می توانید رئیس زندگی خود باشید!

افکار رشته های درونی هستند که شرایط و وقایع را به سمت خود می کشند. می توانید کسی باشید که این رشته ها را می کشد و زندگی خود را شاد تر و رضایت بخش تر بسازید. وقتی مدیر ذهن خود باشید، این قدرت را دارید که زندگی درونی و احساسی، وضعیت مالی و مادی و آگاهی معنوی خود را بهبود ببخشید.

برخی ها تغییرات متوسطی ایجاد می کنند، برخی فراتر می روند و تغییرات عظیمی ایجاد می کنند. اینکه تا کجا پیش بروید به توانایی شما برای انتخاب افکار و تغییر محتویات ذهنتان بستگی دارد.

برخی از افراد، آرزوی چیزی فراتر از آن را دارند، نه فقط تغییر افکار، بلکه می خواهند منبع افکارشان را بیابند، و دکمه ای پیدا کنند که آن را خاموش و روشن کند. اگر موفق شوند، پرده از رازی برمی دارند که سال هاست بسیاری از افراد به دنبال آن می گردند.

اینکه مدیر ذهن خود باشید، باعث می شود به چیزهایی فکر کنید که می خواهید، و دیگر تحت تاثیر نیروهای بیرونی نباشید.

این توانایی در درجات بالاتر، شما را فراتر از ذهن می برد، و شما ذهنتان را به عنوان ابزاری برای استفاده خودتان خواهید دید. شما خواهید توانست یک حالت هوشیاری بالاتر را تجربه کنید، چیزی که بسیاری از سنت های معنوی در دنیا همواره آن را تعلیم داده اند و به آن سمت حرکت کرده اند.

مهدی عابدینی ، میلاد پاکار

معجون ۳ گانه ی ذهن کوانتومی

معجون ۳ گانه ی ذهن کوانتومی

مراکز چاکرای های بدن

مراکز چاکرای های بدن

پدیده ای نوین در علوم ذهنی و متافیزیک

معجون ۳ گانه ی ذهن کوانتومی ( کنکور + امتحانات + تقویت حافظه )

برای اولین بار در جهان ترکیبی از علوم متافیزیک و علوم مهندسی ذهن و دانش مرموز هیپنوتیزم را به کار گرفتیم تا یک محصولبسیار خارق العاده برای شما طراحی کنیم.

در این فایل صوتی شما در حالت هیپنوتیزم قرار خواهید گرفت که با تکنیک های این علم اسرار آمیز به حالت تتای ذهنی وارد می شوید و سپس به انرژی درمانی و چاکرا تراپی خواهیم پرداخت و در نهایت جملات تاکیدی بسیار مخصوص و قدرتمند ذهن شما را برنامه نویسی خواهد کرد.

این یک محصول بی نظیر است که هیچ مشابه ایرانی و خارجی دارد

 تقویت و فعالسازی چاکرای چشم سوم:

 چاکراها یا مراکز انرژی در حال چرخش هستند و بخش‌های بسیار مهمی از کالبد انرژی محسوب می‌شوند. همانند کالبد فیزیکی که از اعضای حیاتی و کم اهمیت تر تشکیل شده‌است، کالبد انرژی نیز دارای چاکراهای اصلی و فرعی و چاکراهای بسیار کوچک است.

در مجموع بدن انسان هفت چاکرا دارد و هر یک از این هفت چاکرا با یکی از هفت غده بدن و همچنین با گروهی از اعصاب که شبکه نامیده می‌شوند مرتبط می‌باشد. هر یک از این چاکراها به یکی از قسمتهای بدن و وظایف مخصوص درون بدن پیوسته هستند که بوسیله شبکه عصبی یا غددی که به آن چاکرا مربوط می‌باشند کنترل می‌شوند

 

چاکرای آجنا یا چشم سوم چاکرای شماره ی ۶ هست که در پیشانی قرار دارد. و با غده ی هیپوفیز صنوبری در ارتباط هست.این چاکرا مرکزالهامات. شهود. حافظه. یادگیری. تصویر سازی- حس ششم و .. است.

 تقویت و فعالسازی این چاکرا منجر به افزایش سطح ادراکیو یادگیری و همچنین افزایش سطح حافظه خواهد شد

در این معجون ذهنی بااستفاده از متدهای متافیزیکی و با بهره گیری از تصویر سازی های مخصوص چاکرای چشم سوم به تقویت آن می پردازیم. و بصورت ذهنی انرژی کیهانی را برای پاکسازی چاکرای چشم سوم خود فراخوانی خواهید کرد.

در جهان هستی انرژی بنام پرانا تمام سطوح کوانتومی جهان را پر کرده و همه جا در حال جاری شدن هست.

در این تکنیک شما ستونی از پرانا را برای تقویت چشم سوم خود فراخوانی خواهید کرد که این انرژی در عالم روحی و ذهنی با سرعت و قدرت به تقویت و بالانس کردن چاکرای چشم سوم شما می پردازد.

هدف از  چاکرا تراپی در این معجون خارق العاده تقویت حافظه و افزایش سطح یادگیری و ادراکات شماست.

ولی در اثر استفاده در دراز مدت نتایج و تجارب مربوط به این چاکرا را نیز می توانید مشاهده کنید:

جوان شدن صورت و چهره  –   افزایش دید و قوی شدن چشم

افزایش احساسات و درک الهامات  – از بین رفتن آبریزش بینی. سر درد. میگرن.

کسب آرامش درونی و روحی   –  شفاف شدم خواب ها و ارتباط با درون

 جملات تاکیدی مخصوص:

 جملات تاکیدی که در این معجون ذهنی استفاده شده برای اولین بار در ایران رونمایی می شود.ساخت جملات تاکیدی باید بر اساسمهندسی مغز و متد های هیپنوتیزم باشد.

هر جمله ای نمی تواند ضمیر ناخوداگاه را برنامه نویسی کند . بلکه جملات تاکیدی بر اساس مهندسی ذهن و اصول ضمیر ناخوداگاه طراحی شود تا قدرت پرورگم کردن ضمیر ناخوداگاه را داشته باشد.

جملات تلقینی و تاکیدی که در این فایل استفاده شده برای اولین بار در کشور ایران طراحی شده و روی چندین نفر تست شده و نتایج خارق العاده را گرفتیم.

همچنین با بهره گیری از نرم افزار های هوشمند و تخصصی افکت های صوتی بسیار جالب روی جملات تاکیدی سوار کردیم که ضمیر ناخوداگاه تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و نیز برای خود شما بسیار جالب خواهد شد. برای همین حتما باید با هندزفری یا هدست استریو به این معجون های ذهنی گوش کنید.

 برای اینکه جملات تاکیدی برای هر قشری باید مطفاوط باشد برای همین جملات تاکیدی را برای ۳ موضوع مختلف طراحی کردیم

 معجون مخصوص کنکور

معجون مخصوص امتحان

معجون تقویت ذهن و علاقه مند شدن به مطالعه.

 تمام پروسه ی اجرایی این ۳ معجون عین هم می باشد. و فقط در جملات تاکیدی باهم متفاوت هستند. در هر سه معجون به چاکرا تراپی و انرزی درمانی در حالت هیپنوتیزم می پردازیم و در نهایت جملات مخصوص برای ذهن شما تکرار خواهد شد.

 این محصول هیچ مشابه ایرانی و خارجی ندارد. و مفتخر هستیم که برای اولین بار متد چاکراتراپی در هیپنوتیزم به همراه جملات تاکیدی مخصوص را به جهان عرضه می کنیم.

قطعا این فایل جهش بزرگی در تحول علوم ذهنی و متافیزیک خواهد بود و تاثیرات بسیار شگرفی در تقویت حافظه و پاکسازی چاکرای چشم سوم شما خواهد داشت.

موفقیت در دستان شماست.

با محصول جهانی ما ذهن کوانتومی فوق العاده ای داشته باشید

برای خرید هر یک از ۳ معجون روی هر کدام کلیک کنید:

 معجون مخصوص کنکور

معجون مخصوص امتحان

معجون تقویت ذهن و علاقه مند شدن به مطالعه.

قدرت ذهن

قدرت ذهن

قدرت ذهن، چطور به خودمان بیاموزیم که موفق تر باشیم

 

قدرت ذهن

چطور می­توان از آخرین اکتشافات در حوزه­ ی مغز استفاده کرد تا زندگی را بهبود بخشید؟ در اینجا چند تکنیک وجود دارد.

یکی از بزرگان مدیریت به نام وارن بنیس گفته است، “به نظر می رسد که ما اطلاعات را جمع آوری می کنیم، زیرا توانایی این کار را داریم، اما آنقدر مشغول جمع آوری آنها هستیم که هیچ تدبیری برای استفاده از آنها نداریم. معیار واقعی یک جامعه مقدار دانسته های آنها نیست، بلکه این است که با آن دانسته ها چه کارهایی انجام می دهند.

امروزه منابع غنی از اطلاعات در زمینه آخرین اکتشافات در حوزه­ ی مغز در اختیار ما قرار دارد. با اینکه از خواندن این یافته ها و افزایش دانش خود لذت می بریم، اما چند نفر از ما واقعا آنها را در زندگی به کار می گیریم؟

می توانیم در این اطلاعات غرق شویم، یا با استخراج دانش کاربردی آن، آنها را به ناجی زندگی تبدیل کنیم. این مقاله چند نکته مهم مبتنی بر اکتشافات در تحقیقات مغز ارائه می دهد که می تواند در بهبود زندگی شخصی و حرفه ای ما مفید باشد، همچنین می توانیم به افرادی که درون دایره نفوذ ما هستند کمک کنیم.

از تصویرسازی استفاده کنید تا یک مهارت جدید بیاموزید

 نوروپلاستیسیتی (شکل پذیری عصبی) یک توانایی مغز برای ایجاد مداوم مسیرهای عصبی جدید است. وقتی ما یک مهارت را تکرار می کنیم و تلاش می کنیم در آن خبره شویم، شبکه های عصبی را که بیانگر آن فعالیت هستند را تقویت می کنیم. چه ما عملی را انجام دهیم، یا فقط آن را تجسم کنیم این امر به صورت فیزیکی در مغز اتفاق می افتد- مغز شما نمی تواند تفاوت بین عملی که انجام می دهید و عملی که تصور می کنید را تشخیص دهد.

تجسم خلاق

در یک مطالعه در دانشگاه هاروارد، به دو گروه از داوطلبان یک قطعه موسیقی پیانو که برایشان ناآشنا بود داده شد. یک گروه موسیقی و یک پیانو دریافت کردند و به آنها گفته شد که تمرین کنند. از گروه دیگر خواسته شد که تنها موسیقی را بخوانند و تصور کنند در حال نواختن آن هستند. وقتی فعالیت مغز آنها مورد آزمایش قرار گرفت، در هر دو گروه پیشرفت کورتکس حرکتی مشاهده شد، با اینکه گروه دوم هرگز به پیانو دست نزده بودند.

آلبرت انیشتین، که به خاطر این گفته مورد احترام است: “تجسم از دانش مهم­تر است،” در سرتاسر زندگی­اش از تصویر سازی کمک گرفته است. چرا از مزیت دانسته هایمان درباره شکل پذیری مغز استفاده نکنیم، و برای تصویر سازی به عنوان بهبود دهنده­ ی تمام چیزهایی که قصد داریم در آنها مهارت پیدا کنیم استفاده نکنیم؟ مثلا برای ارائه یک سخنرانی بی عیب؟

با حرف نزدن به اهدافتان برسید

این ایده توسط دریک سیور، یک موسیقی دان حرفه ای در سخنرانی اش در TED مطرح شد. او توضیح می دهد که، تست های روانشناسی ثابت کرده اند که وقتی اهدافتان را به کسی می گویید، و آنها تایید می کنند، احتمال کمی وجود دارد که آن کار را انجام داده و هدفتان را محقق کنید. زیرا مغز حرف زدن را با انجام دادن اشتباه می گیرد، یعنی رضایتمندی که از تایید اجتماعی حاصل می شود، مغز را با این احساس که آن هدف اکنون محقق شده فریب می دهد. رضایتی که در گفتن اهدافتان به دست می آورید، انگیزه شما برای انجام هر کار لازم برای به انجام رساندن آن را از بین می برد.

به این اطلاعات بها بدهید و اهدافتان را پیش خودتان نگهدارید. این کار احتمالا شما را برانگیخته می کند که سخت تر کار کنید تا به یک هدف مهم برسید.

لبخند بزنید تا روحیه خود را بهبود ببخشید

نظریه فیدبک چهره می گوید، حالات چهره که بیانگر یک محرک احساسی هستند تغییراتی در بدن شما ایجاد می کنند که مشابه همان اتفاقی است که هنگام تجربه احساس واقعی اتفاق می افتد. برای مثال، مغز شما نمی تواند تفاوت بین یک خنده تصنعی یا یک خنده­ ی واقعی را تشخیص دهد.

از نظر فیزیولوژیکی، یک خنده تصنعی همان واکنش شادی یا لذت یک خنده واقعی را ایجاد خواهد کرد. عضلات صورت شما به مغزتان یادآوری می کنند که آن احساس مثبت را تجربه کند. با توجه به این، توجه کنید که این اطلاعات چقدر می توانند در تنظیم برخی از واکنش های احساسی شما مفید باشند، تنها کافی است حالات چهره خود را کنترل کنید.

دفعه بعد که در حالت بدی بودید این را امتحان کنید: به جای اخم کردن، که احساس منفی را تقویت می کند، لبخند بزنید. تحقیقات نشان داده اند که با این کار، به احتمال بیشتری یک احساس مثبت تر تجربه می کنید.

فیزیولوژی درد احساسی را درک کنید تا همدردی را توسعه دهید

تحقیقات در موسسه علوم فیزیولوژیکی در دانشگاه پاردور نشان داده است که درد احساسی یا اجتماعی مانند درد فیزیکی واقعی و شدید است. چه فردی جراحت فیزیکی را تجربه می کند، چه وارد یک تجربه احساسی دردناک می شود، شبکه های مغزی مشابهی فعال می شود.مغز شما نمی تواند درد فیزیکی و احساسی را از هم تمییز دهد.

دکتر کیپ ویلیامز می گوید، “با اینکه هر دو نوع درد زمانی که اتفاق می افتند می توانند رنجش زیادی داشته باشند، درد اجتماعی این توانایی منحصر به فرد را دارد که بارها و بارها بازگردد، در حالیکه درد فیزیکی به گونه ای است که فقط می دانیم زمانی آن درد را داشته ایم.” لحظه ای به این فکر کنید که وقتی ما از نظر احساسی به یک نفر آسیب می زنیم، معادل شکستن یکی از استخوان هایش است. تنها با دقت به این نظریه و استفاده از آن برای کمک به پرورش احساس همدردی با دیگران، می توانیم دنیای بهتری در دایره نفوذ خود خلق کنیم.

با مدیریت افکارتان استرس را پایین بیاورید

یک تحقیق ساده ثابت کرده است که مغز نمی تواند تفاوت بیم یک تهدید واقعی و خیالی را تشخیص دهد؛ واکنش فیزیکی یکسان است. دون ژورف گواوی در کتابش به نام حقایق مرموز: یک رویکرد ثابت شده برای عبور از استرس، رسیدن به عملکرد بهینه مغز، و افزایش هوش خلاق، یک ابزار قدرتمند به نام “دکمه پاک کردن” برای توقف افکار منفی و جلوگیری تشدید استرس معرفی می کند.

این استراتژی ده ثانیه ای موثر است زیرا یک انحراف از مغز اصلی جایی که ترس در آن قرار دارد ایجاد می کند. دوست دارید آن را امتحان کنید؟ مراحل زیر را دنبال کنید.

  1. تصور کنید دکمه ای در مرکز دست چپتان قرار دارد؛ تصور کنید که این دکمه زمانی که فشار داده شود سیگنالی به مغز شما ارسال می شود تا افکار ترسناک را متوقف کند.
  2. با دست راستتان این دکمه را فشار دهید و همزمان از تنفستان آگاه شوید.
  3. سه نفس عمیق بکشید و آنها را بشمارید.
  4. برای هر شماره رنگ متفاوتی در نظر بگیرید.
  5. با هر بازدم، در زمان حال آرام شوید.

پارکر جی پالمر، موسس مرکز شجاعت و تجدید زمانی گفت، “دانشمندان نیاز به مشارکت در دنیا دارند، یک برخورد زنده بین کسی که می داند و دانسته ها”. به عبارت دیگر، دانستن کافی نیست. وقتی بر مبنای هدیه دانش عمل نمی کنیم به خودمان و دیگران لطمه زیادی می زنیم. بین نگهداشتن اطلاعات و پرورش دانایی تفاوت زیادی وجود دارد.

مهدی عابدینی

تابلو آرزوها و سیستم RAS قسمت دوم

تابلو آرزوها و سیستم RAS قسمت دوم

تابلو آرزوها و سیستم RAS

 حوزه ی مورد بررسی: قانون جذب و مهندسی ذهن

مخاطبان این تحقیق: اشخاص آشنا به قوانین جذب

هدف از تحقیق : کشیدن خط بطلان روی مباحث تئوری

منتشر شده : در مجله راز

قسمت دوم

 اما چگونه از تابلو آرزوها استفاده مطفاوطی کنیم تا تبدیل به آسانسوری شود که ما را به هدف خود نزدیک تر سازد؟

 نکته ای که هیچ کجا اشاره نمی شود، این هست که تابلو آرزوها نیاز به فعال سازی دارد به طوری که باید هر روز فعال بماند وگرنه هیچ نتیجه ی مثبتی ندارد و بلکه می تواند شخص را دلزده از اهداف خود کند.

 تنها راه فعال سازی سیستم تابلو آرزوها،این هست که باید هر عکسی حاوی محتوای احساسی شدیدی برای شخص باشد و نیز در صورت امکان عکس مربوط به هر هدف، هر هفته عوض شود تا تازگی آن حفظ گردد.

 با این کار ساده شما سیستم RAS خود را نسبت به تابلو آرزوها در حالت بیدار و فعال نگه می دارید و در این صورت محال است که نشانه های اهداف خود را مشاهده نکنید و در مسیبر نیل به اهداف تان قرار نگیرید،

فرض کنید، هدف من داشتن یک ۲۰۶ اسپورت سفید رنگ می باشد. من باید هر روز در ساعتی خاص، در مقابل این عکس بایستم و احساس عشق و لذت کنم از دیدن هدف خودم و حس مالکیت را نسبت به ماشین دلخواهم در خود ایجاد کنم.

این کار نباید متوقف شود. بلکه باید هر روز بهتر از دیروز تکرار شود. وقتی من هر روز احساس عشق و لذت می کنم از دیدن ۲۰۶ دلخواهم، قطعا این هدف من مهم و با ارزش می شود برای سیستم RAS و وقتی این اتفاق رخ داد، من در مسیر رسیدن به هدفم قرار می گیرم. و اولین نشانه آن، دیدن ۲۰۶ های زیادی در خیابان هست در حالی که قبلا ۲۰۶ های کمتری توجه من را جلب می کرد.

تابلو آرزوها

و راز بسیار مهم و کلیدی اینجاست که هر دفعه با دیدن ۲۰۶ در خیابان باید احساس عشق و لذت بی نهایتی را داشته باشم. با اینکار به سیستم RAS این را می فهمانم که واقعا داشتن این ماشین که یکی از اهدافم می باشد برایم بسیار با ارزش هست و همچنان بار احساسی هدفم را نگه می دارم و بلکه هر دفعه با دیدن اش آن را تقویت می کنم.

اما اگر با دیدن ۲۰۶ در خیابان، هیچ حسی نداشته باشم، این سیگنال را به RAS میفرستم که این ماشین برای من زیاد اهمیت ندارد و به این ترتیب، ارزش محتوای احساسی هدف، برایم روز به روز کمتر می شود. و برای مثال اگر در روز های ابتدایی حداقل ۸ بار ماشین ۲۰۶ در خیابان می دیدم، به مرور زمان این دفعات کمتر و کمتر می شود، این موقع هست که باید بدانید در حال دور شدن از هدفتان هستید و در واقع محتوای احساسی هدف تان در حال کم شدن هست.

و کار دیگری که می توانم انجام دهم، این هست که هر هفته عکس جدیدی از ۲۰۶ دلخواهم را روی تابلو آرزوها نصب کنم تا تازگی آن حفظ شود. با این کار هر روز با دیدن ان عکس، متوجه آن می شوم و احساس لذت می کنم از این بابت.

در حالت کلی برای فعال سازی تابلو آرزوها یا همان تابلو کائنات باید:

  • هر روز در یک ساعت مشخص و معینی به مدت چند دقیقه رو به روی آن بایستیم و با تمام وجود احساس عشق کنیم از دیدن عکس اهداف خودمان.
  • عکس های مختلفی برای یک هدف خود تهیه کنیم و هر هفته یکی از آن ها را روی تابلو قرار دهیم تا تازگی آن حفظ شود.

استفاده از تکنیک شرطی سازی برای تابلو آرزوها:

 هر روز سر ساعت خاص و مشخصی چند دقیقه ای را به تمرین و فعال سازی تابلو آرزوها بپردازید. یعنی رو به روی آن بایستید وبا تمام وجود احساس عشق و لذت کنید از داشتن اهداف خودتان و حس مالکیت در زمان حال را نسبت به اهداف تان در خود ایجاد کنید.

این تمرین را همراه کنید با شنیدن یک موسیقی شاد و لذت بخش.

در واقع وقتی شما همزمان با تمرین تابلو آرزوها به یک آهنگ لذت بخش گوش کنید ذهن شما این لذت را به تابلو آرزوها لینک خواهد کرد و این معادله در ذهن شما ایجاد می شود:

 آهنگ= لذت به همراه تابلو آرزوها       ⏪⏪⏪        تابلو آرزوها = لذت

با این کار شما یک ترفند خارق العاده ای را استفاده می کنید و یک احساس خوبی را نسبت به تابلو آرزوها و عکس هایی که در آن قرار دارند در ذهن تان ایجاد می کنید که باعث می شود بار احساسی بیشتری نسبت به آن داشته باشید.

در نهایت این را به یاد داشته باشید که صرف استفاده از تابلو آرزوها شما را به اهداف خودتان نخواهد رساند بلکه اصلی ترین و قدرتمندترین قانون حاکم در جهان هستی حرکت و جنبش می باشد.

شما باید اقدامات هوشمندانه و مدبرانه برای رسیدن به اهداف خود انجام دهید. و در کنار این اقدامات استفاده از تابلو آرزوها سرعت رسیدن به اهداف تان را چندین برابر خواهد کرد.

منتشر شده در مجله ی تخصصی راز. شماره ۸۰-آذر ۹۴

 نویسنده و محقق علوم ذهنی: میلاد پاکار

اسرار ضمیر ناخود آگاه

اسرار ضمیر ناخود آگاه

اسرار ضمیر ناخودآگاه در مهندسی ذهن

اسرار ضمیر نا خود آگاه

“ضمیر خودآگاه عمل ها را تعیین می کند، ضمیر ناخودآگاه عکس العمل ها را تعیین می کند؛ و عکس العمل ها به اندازه ی خود عمل ها مهم هستند.” ای. استنلی جونز.

تئوریهای مربوط به ناخودآگاه در حوزه ی روانشناسی متعدد هستند، مانند دیدگاه فروید که ضمیر ناخودآگاه را مرجع تمایلات ناهنجار احتماعی، خاطرات دلخراش، و احساسات دردناک می داند و دیدگاه روانشناسی شناختی که در آن ضمیر ناخودآگاه صرفا مجموعه ای از فرایندهای شناختی است که ما از آنها آگاه نیستیم، و به خودی خود ماهیتی ندارند.

حقیقت این است که اثبات هر یک از تئوری ها دشوار است. همان طور که می دانیم عالم هستی پهناور است، میدانیم که ضمیر ناخودآگاه نیز قدرتمند است. مانند تحقیقات مان در ارتباط با فضا، دانش ما درباره ی ضمیر ناخودآگاه محدود به تجهیزات علمی است که برای مشاهده ی آن در دسترس داریم. پس به نظریه ای میرسیم که واقعا مفید است.
برای عامه ی مردم در فرهنگ های غربی، ضمیر ناخودآگاه به عنوان یک دشمن دیده میشود، یک قدرت مبهم که به صورت ناگهانی آرزوهای خودآگاه ما را از بین می برد.
ضمیر ناخودآگاه تبدیل شده به چیزی که هر گونه شکست، اشتباه یا عکس العمل های ناخواسته را به گردن او می اندازند. اخیرا، مردم به نقطه ای رسیدند که به ضمیر ناخودآگاه به عنوان ابزاری نگاه می کنند که می توانند آگاهانه از آن استفاده کنند و تا به هرجا که می خواهند برسند. آنها با استفاده از عبارات تاکیدی با زورگویی ذهن را مجبور به کاری می کنند، و متعجب میشوند که چرا موثر واقع نمی شود!
این به معنی غیر مفید بودن جملات تاکیدی نیست. بلکه به معنی احترام گذاشتن به ضمیر ناخودآگاه هست که باید تمام قوانین مربوط به آن را باهم عملی کنیم. نه این که متکی به یک ابزار باشیم و فقط جملات تاکیدی را مد نظرمان داشته باشیم.

در واقع باید با احترام بیشتری با ضمیر ناخودآگاه رفتار کنیم. ضمیر ناخودآگاه نقش های مهم و خاصی برای ایفا کردن و وظایفی برای انجام دادن دارد. ضمیر ناخودآگاه دارای یک آگاهی بالفطره است که باید ارج نهاده شود.
شما نیاز به یک دکتر روانشناس ندارید که به طور موثر با ضمیر ناخودآگاه تان کار کنید، اما لازم است برخی اصول آن را بدانید. در زیر برخی از جنبه هایناخودآگاه و نحوه ی به کار گیری آن اشاراتی می کنیم

 ضمیر ناخودآگاه:

ضمیر ناخودآگاه

از بدن محافظت میکند: یکی از اصلی ترین اهداف ضمیر ناخودآگاه بقای بدن فیزیکی شماست. او با هر چیزی که به عنوان تهدیدی برای زنده ماندن به نظر برسد می جنگد. بنابراین اگر می خواهید به راحتی رفتاری را تغییر دهید، به ضمیر ناخودآگاه تان نشان دهید که آن رفتار چقدر به بدن شما آسیب میرساند.

بدن را به کار میاندازد:  این ضمیر ناخودآگاه تمام عملکردهای فیزیکی ما را کنترل میکند (تنفس، ضربان قلب، سیستم ایمنی، و غیره). باید بدانیم که ناخودآگاه یک طرح کلی از بدن شما به همین شکلی که اکنون است و همچنین یک طرح کلی از سلامتی کامل شما را نگهداری می کند. به جای اینکه به ضمیر ناخودآگاه بگویید سلامتی کامل چطور به نظر میرسد، سعی کنید از او بپرسید چه چیزهایی می داند و شما برای سلامتی بهتر به چه چیزهایی نیاز دارید.

او مانند یک کودک هفت ساله است: ضمیر ناخودآگاه مانند یک کودک دوست دارد که خدمت کند، به دستورات خیلی مشخصی نیاز دارد، و برداشت او  از دستورالعمل های شما به را به صورت تحت الفظی است. بنابراین اگر بگویید، “این شغل باعث درد گردن میشود،” ناخودآگاه شما راهی را فراهم می کند تا اطمینان پیدا کند در محل کار گردن شما درد بگیرد!

ناخودآگاه مانند یک کودک بسیار اخلاقی است، یعنی مبتنی بر اخلاقیاتی است که توسط والدین یا اطرافیان شما پذیرفته شده و آموخته شده است. بنابراین اگر به شما یاد داده باشند که رابطه ی جنسی کثیف است، ضمیر ناخودآگاه به آن آموزه واکنش نشان خواهد داد، حتی بعد از ایتکه ضمیرخودآگاه تان این باور را رد کند.

از طریق احساسات و نمادها ارتباط برقرار می کند:  بسیار جالب است که ضمیر ناخودآگاه برای جلب توجه شما از احساسات استفاده می کند. برای مثال، اگر ناگهان بترسید، ضمیر ناخودآگاه (به درست یا به غلط) این طور متوجه شده است که زندگی شما در خطر است.

خاطرات را ضبط و سازماندهی می کند:  یکی دیگر از خاصیت های ذهن این هست که ضمیر ناخودآگاه تصمیم می گیرد که خاطرات شما را چطور و در کجا ذخیره کند. ممکن است خاطرات خاصی (مانند سوانح) که احساسات منفی شدیدی دارند را پنهان کند تا زمانی که به اندازه ی کافی بالغ شوید که بتوانید آگاهانه آنها را پردازش کنید. وقتی حس کند که آماده هستید (چه آگاهانه این طور فکر کنید یا نه!)، آنها را بیرون آورده تا بتوانید مدیریت شان کنید.

منفیها را پردازش نمی کند:  ناخودآگاه بیشتر تصاویر را جذب می کند تا کلمات را. بنابراین اگر بگویید، “من نمیخواهم طفره بروم،” ناخوداگاه تصویری از طفره رفتن شما ایجاد می کند. تغییر آن تصویر از منفی به مثبت نیاز به اقدامات بیشتر دارد. بهتر است به ناخودآگاه تان بگویید “بیا به سراغ کار برویم!”

همبستگی ایجاد می کند و سریع یاد می گیرد:  این ضمیر ناخودآگاه برای محافظت از شما هوشیار است و سعی می کند از هر تجربه ای درسهایی را جمع آوری کند. برای مثال، اگر تجربه ی بدی در مدرسه داشته باشید،ضمیر ناخودآگاه شما ممکن است بخواهد تمام تحربیات آموزشی شما را درون طبقه بندی “این جالب نخواهد بود” بگنجاند.

هر گاه بخواهید کار جدیدی را تجربه کنید با اضطراب و دستان عرق کرده به شما علامت خواهد داد. اما اگر در ورزش عملکرد خوبی داشته باشید، ناخودآگاهشما به خاطر میآورد که “ورزش برابر است با موفقیت” و در هنگام فعالیت فیزیکی احساس مثبت و پر از انرژی خواهید داشت.

این ها رازهایی از مهندسی ذهن بود که تقدیم حضور شما شد. تک تک این موارد می تواند نقش پر رنگی در تغییر زندگی های شما داشته باشد. پس لطفا تمام مطالب گفته شده را چندین بار با دقت مطالعه کنید تا درک کاملی داشته باشید.

مهدی عابدینی

تحقق اهداف در مهندسی ذهن ۲

سیستم تحقق اهداف در مهندسی ذهن ۲

www.asrarzehn.ir

www.asrarezehn.ir

   دومین قدم، اقدام هوشمندانه هست،شما اگر بقیه قدم ها را نیز انجام دهید و مثلا تجسم خلاق و جملات تاکیدی و….را انجام دهید،بدون اینکه اقدام کنید،به هیچ کجا نخواهید رسید.

 تمام تمرینات،بدون اقدام،فقط خیال بافی هستند.تمام جهان هستی در حال حرکت هست،از کوچک ترین ذرات زیر اتمی گرفته تا کهکشان ها و سیارات،همه در حال حرکت و جنب و جوش هستند،ما نیز برای رسیدن به هر هدفی ابتدا باید اقدامات هوشمندانه انجام دهیم و حرکت کنیم.

 با اقدام کردن هست که شما در فرکانس اهدافتان قرار می گیرید.

با اقدام کردن هست که شما در مدار مورد نظرتان به حرکت در می آیید.

با اقدام کردن هست که همسو با تمام کائنات رو به سوی تکامل و رسیدن به موفقیت دارید.

 مثلا هدف شما قهرمانی در رشته ژیمناستیک هست،شما نمی توانید فقط با تجسم و جملات تاکیدی و…به قهرمانی برسید.

در وهله اول شما باید اقدام کنید،حرکت کنید،و در رشته مورد نظر تمرین کنید. تمام تمارین بعدی تکمیل کننده اقدامات شما هستند.

برای اینکه در قرعه کشی بانک برنده شوید،باید ابتدا یک حساب بانکی افتتاح کنید،باید اقدام کنید،

 شما به هر میزانی که تلاش کنید،پاداش می گیرید. به میزانی که خدمت ارائه می دهید پول دریافت می کنید و این عدالت و هوشمندی خالق برتر را می رساند.

 پس اگر هدف ما کسب درآمد ۵ میلیونی در ماه هست، باید به اندازه ۵ میلیون تلاش کنیم.

نمی توانیم به اندازه ۲ میلیون تلاش کنیم و درآمد ۵ میلیونی داشته باشیم.

 هر کس به اندازه ای که ارتعاش ساطع می کند، ارتعاش جذب میکند و پول و ثروت نیز نوعی از ارتعاش و فرکانس هست و مستثنی از این قانون نیست.

 به میزانی که هدف شما بزرگتر باشد باید اقدامات شما نیز بزرگتر و بیشتر باشد. زمانی که قوانین را درک کنیم و در حیطه قوانین حرکت کنیم همیشه موفق خواهیم بود.

چه اقداماتی انجام دهیم؟

 وقتی هدفی را مکتوب کردیم سیستم RAS ذهنی فعال می شود

و ابزارها و مسیرهای جدیدی را مشاهده خواهیم کرد که قبلا دسترسی به آن ها نداشتم.

با انسان های جدیدی روبه رو می شویم.

با ایده ها و موقعیت های ثروت زای جدیدی برخورد خواهیم کرد که قبلا ذهن ما توان دیدن آن ها را نداشت. ولی چون در گام اول اهداف خود را مکتوب کردیم و دلایل زیادی برای رسیدن به اهداف خود نوشتیمْ برای همین سیستم RAS ذهن فعال می شود و زمین و زمان را می گردد تا راههای رسیدن به اهداف را شناسایی کند…

 با فعال شدن سیستم RAS در واقع شما یک آهنربای پول و ثروت خواهید شد که بصورت ناخودآگاه هر لحظه موقعیت ها و ایده های ثروت زا را خواهید یافت.

در واقع شما این موضوع همان چیزی است که در کتاب ها و سمینار ها به شما می گویند که کائنات به کمک شما می آید…

 بله دوست خوبم در قدم اول اهدافت را مکتوب کن.

و در قدم دوم اقدامات و کارهایی لازم را انجام بده و نیز ایده ها و افکاری که به ذهنت میرسد را فورا عملی کن.

 همچنین هر هدفی نیازمند اقدامات تخصصی هست. شما باید مهارت های لازم برای تحقق اهداف خودتان را کاملا حرفه ای یاد بگیرید و انجام دهید. در این صورت نظام باورهای شما نیز دگرگون می شود و اعتماد به نفس و عزت نفس در شما شکوفا خواهد شد و به این ترتیب شما هر لحظه در معرض بهترین و ناب ترین موقعیت ها برای رسیدن به اهداف خودتان هستید….

در گام سوم با کاتالیزوری قدرتمند به نام تجسم خلاق آشنا خواهیم شد که سرعت تحقق اهداف مان را بیشتر می کند.

 دوستان عزیزم قطعا مواقعی را تجربه کردید که ذهن پر از افکار منفی و هیاهوهای شدیدی می شود.

برای مثال شب ها موقع خواب بعضا هر چقدر سعی می کنید که بخوابید باز هم ذهن اجازه خوابیدن به شما را نمی دهد. هزاران فکر. هزاران آشوب و سر و صدا در ذهنتان می پیچد و شما را غرق درگرداب افکار تشویش کننده و استرس زا می کند و شما نمی توانید بخوابید.

مثلا این صداها و افکار را در ذهن می شنوید:

 فردا اگه نتونم چک رو پاس کنم چی میشه؟

اگه فرد مورد علاقم کنارم نباشه زندگی برام نا مفهموم میشه. می میرم اگه اون نباشه!

وااااای اگه در امتحان قبول نشم چی میشه؟

من چرا نمی تونم پول دار بشم؟

چطوری باید کار فردا رو انجام بدم؟ آیا می تونم؟

 و هزاران افکار و آشوب بدون بی رحمی به هسته ی مرکزی شما هجوم می آورند. و شما را اسیر باتلاق ذهنی می کنند که حتی نمی توانید آسوده بخوابید…

چه باید کرد؟

 اکثر مردم و قطعا تو دوست خوبم در این شرایط دست به جنگ و جدال با ذهنت می شوی. با شدت زیاد به خودت فشار میاری تا غلبه کنی بر این هجمه ی سنگین افکار…ولی در نهایت مانند سرباز بی دفاعی زانو می زنی و شکست می خوری و بی اختیار بازهم با کله فرو میری در این گرداب افکاری…

و هر چقدر تلاش می کنی می بینی که بیشتر در حال غرق شدن هستی ….

و با این وضع بعد از کلنجارهای شدید و خسته کننده و بعد از دقایق بسیاری به خواب فرو می روی… و صبح که بیدار شوی تمام انرزی های منفی شما را در برگرفته و مانند اینکه شما چندین ساعت در حال تلاش فیزیکی بودید و چنان خسته و کسل هستید که نای بلند شدن را نیز ندارید….

 حق داری دوست خوبم. چرا که تو خوابیدی ولی ضمیر ناخودآگاهت تبدیل به باتلاقی از جنس تشعشعات منفی شده بود و تا صبح بر چگالی این ارتعاشات منفی افزوده شده… و تمام کالبد وجود تو را سرشار از انرزی منفی کرده و تو الان نای بلند شدن را هم نداری….

نویسنده و محقق : میلاد پاکار

تکنیک لایه بردار ذهنی

تکنیک لایه بردار ذهنی

 

تکنیک لایه بردار یکی از مجموعه تکنیک های عصای جادویی هست که قدرت تغییرات جادویی را به شما می دهد.

مجموعه تکنیک های عصایی جادویی مبتنی بر اصول مهندسی معکوس مغز و شرطی سازی ذهن هستند که طی تحقیقات که انجام شده بصورت کاملا کاربردی ابداع و به مردم ارائه می شوند.

در این مجموعه به هیچ وجه به دنیال تئوری های محض و غیرکاربردی نیستیم. هدف فقط و فقط نتیجه گرفتن و ایجاد تغییرات اساسی در روند زندگی مردم کشورمان هست.

تکنیک اول از مجموعه عصای جادویی:

تکنیک لایه بردار ذهنی

 

ترس

 

با استفاده از تکنیک لایه بردار ذهنی شما قادر هستید که فوبیا ها و ترس هایی که هیچ ضرورتی بر بودن آن ها نیست را با سرعت نجومی از عمق ذهن پاکسازی کنید. و همچنین می توانید به حالت های احساسی خاصی که مد نظرتان هست در عرض چند ثانیه دست پیدا کنید.

مطمئنا در زندگی خودتان یک سری ترس هایی دارید که مانع از استفاده بهینه و قدرتمند از تمام کارایی هایتان می شود.

برای مثال ترس از سخنرانی در جمع

یا ترس از امتحان دادن

و یا ترس از سوسک و حیوانات

ترس از ارتفاع و …

این گونه ترس ها در داشتن یک زندگی قدرتمند خلل ایجاد می کنند.

خرید

و یا شما نیازمند یک حالت احساسی فوق العاده قوی در یک شرایط خاصی هستید.برای مثال در کار فروشندگی نیازمند احساس قدرتمند عزت نفس و اعتماد به نفس می باشید تا بتوانید بهترین کارایی را خود نشان دهید.

یا در یک شرایط روحی نا مساعد نیاز دارید که با یک تکنیک سرعتی فورا و در عرض چند ثانیه در روحیه خود تغییر ایجاد کنید و شادی و نشاط را در خود شکوفا کنید…

مطمئنا بارها شده که خواستار تغییر حال و هوای خود بوده اید ولی هر کاری کردید به نتیجه ای نرسیده اید…

شاید بارها و بارها تلاش کرده اید از ترس های بی موردی که در زندگی خودتان دارید رهایی پیدا کنید…ولی هر بار که تلاش کردید شدت ترس افزایش یافته و در نهایت نا امید شدید…

⛔️⛔️ مطمئنا در اثر خجالتی بودن و ترس از حرف زدن در محیط کاری یا در جمع افراد با شخصیت و مهم بسیاری از موقعیت های موثری که در زندگی شما وجود داشت را از دست داده اید…

فرزندان شما شاید در اثر ترس و عدم اعتماد به نفس نتوانند در کلاس سوالات خود را بپرسند و در گردابی از عدم عزت نفس فرو روند…

خبر خوش اینجاست که با استفاده از قوانین ذهنی و رعایت اصول در قوانین ما می توانیم با سرعت و به راحتی تمام ترس های غیر ضروری را حذف کنیم و به حالت احساسی که مد نظرمان هست برسیم.

شما با استفاده از تکنیک لایه بردار ذهنی به سرعت موفق خواهید شد که تمام موانع موجود بر سر راه موفقیت تان را از میان بردارید و قدرت بی نهایت ذهن خود را شکوفا کنید.

این تکنیک اما و اگر ندارد. چرا که بر اصول قوانین ذهنی منطبق هست و هر کسی آن را انجام دهد نتایج از قبل برایش مشخص هست.

شما از این تکنیک در چه مواردی می توانید استفاده کنید:

✅ ترس از ارتفاع

✅ ترس از سوسک و مورچه و حشرات و …

✅ ترس از تاریکی و تنهایی

✅ ترس و خجالت از حرف زدن در جمع و شرایط خاص

✅ ایجاد شجاعت و قدرت آنی در ذهن

✅ ترس از امتحان رانندگی

✅ ترس از پرواز و رانندگی

✅ استفاده از تمام کارایی ذهن در تمام جنبه های زندگی

✅ ترس از فروش

✅ ترس از ایجاد روایط خوب و عالی

✅ داشتن جاذبه قدرتمند در روابط و زندگی روزمره

و ….

در نهایت شما با این تکنیک یاد خواهید گرفت که عصای جادویی خود را در هر لحظه ای که مد نظر دارید استفاده کنید و خالق یک زندگی رویایی باشید.

این تکنیک بر اصول شرطی سازی ذهنی و هیپنوتیزم و علم نورون و عصب ها طراحی شده.

برای اینکه به قدرت این تکنیک فوق العاده پی ببرید می توانید فایل صوتی زیر را گوش کنید و نتایجی که دوستانمان از این تکنیک گرفته اند را مشاهده کنید:

? دانلود فایل صوتی ، تجربه خانم فرشته راد از استفاده این تکنیک

? دانلود فایل صوتی ، تجربه خانم هدا بختیاری از استفاده این تکنیک

? دانلود فایل صوتی ، تجربه مینا خانم

 

خرید آنلاین

 

تحقق اهداف در مهندسی ذهن

سیستم تحقق اهداف در مهندسی ذهن

قانون جذب،اسرار ذهن،مهندسی ذهن

 دوستان عزیز با زور و گردن کلفتی نمی شود هدفی را خلق کرد و به موفقیت رسید.

حتی با دعا کردن و گریه و زاری به درگاه ایزد منان بازهم هیچ هدفی تیک نخواهد خورد.

هر پروسه ای در نظام آفرینش قواعد مخصوص خودش را دارد و روند تحقق اهداف نیز مراحلی دارد که برای هر شخصی و در هر زمان و مکانی در نظام کیهانی ثابت هست.

هر شخصی با هر عقیده و هر اعتقادی و با هر سن و جنسی با رعایت این قواعد سیستم کیهانی و علوم ذهنی قطعا موفق به تحقق اهدافش خواهد شد.

۳ گام مهم در ان ال پی برای تحقق اهداف عبارتند از:

پردازش ذهنی=۸۰٪

اقدام عملی=۲۰٪

کسب نتیجه=۰٪

پردازش ذهنی:

قسمت اصلی و مهم در روند خلق اهداف پردازش ذهنی می باشد. منظور از پردازش ذهنی یعنی کاشتن اهداف در ضمیرناخودآگاه. در واقع پروگرم کردن ضمیر ناخودآگاه در جهت رسیدن به اهداف که بی نهایت مهم و اساسی می باشد و ۸۰٪ روند خلق اهداف را شامل می شود.

راههای زیادی برای پروگرمینگ ضمیرناخودآگاه در مهندسی ذهن وجود دارد مانند:

تجسم خلاق-عبارات تاکیدی- مکتوب کردن روزانه اهداف – هیپنوتیزم و تکنولوژی برتر امواج سابلیمینال.

که در این بین با پیشرفت های علوم ذهنی ظهور تکنولوژی امواج سابلیمینال یک جهش بزرگی محسوب می شود.

استفاده از امواج ذهنی به تنهایی قادر است پروگرمینگ بی نهایت قدرتمندی را در عمق ضمیرناخودآگاه شما ایجاد کند و از آنجایی که مرحله پردازش ذهنی ۸۰٪ مسیر را شامل می شود بنابر این استفاده از امواج معتبر و قدرتمندی که در لابراتوار های مخصوص ساخته می شود نقش بسیار پر رنگی در روند خلق اهداف دارد.

با برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه تمام کائنات و نظام هستی به یاری شما خواهند شتافت. چرا که ضمیر ناخودآگاه شما از طریق رشته های انرژیکی به هوش کیهانی یا یگانه خرد لایتناهی متصل هست و از این طریق به تمام اطلاعات مورد نیاز شما دسترسی دارد.

این امواج چنان قدرتمند هستند که تمام قهرمانان المپیک و دانشمندان بزرگ از آن ها جهت پروگرمینگ ذهنشان استفاده می کنند.

اقدام عملی: مرحله دوم از روند خلق اهداف با سیستم کیهانی می باشد. که ۲۰٪ این روند را شامل می شود.

جهان هستی از ریزترین ذرات زیر اتمی گرفته تا سیارات و ستارگان همه در تکاپو و حرکت هستند. تا زمانی که اقدامی انجام نشود هیچ نتیجه ای در کار نخواهد بود.

شما زمانی که ذهن خودتان را در مسیر نیل به اهداف تان پروگرمینگ می کنید و اقدامات لازم را انجام دهید دیگر هیچ بهانه ای برای نرسیدن به اهدافتان وجود ندارد. چرا که شما زبان مهندسی ذهن که همان زبان سیستم کیهانی و نظام آفرینش هست را رعایت کردید و بر طبق همین اصول نظامندی جهان هستی اقدام به خلق اهداف خودتان می کنید. در این صورت کسب نتیجه بصورت اتوماتیک وار انجام خواهد شد.

کسب نتیجه:

شما هیچ نقشی در کسب نتیجه ندارید. پس این مرحله ۰٪ مسیر را شامل می شود!

شما وقتی با سیستم مهندسی ذهن که همان سیستم منطبق بر نظام آفرینش هست مرحله اول و دوم را انجام دهید . قطعا محکوم به نتیجه گرفتن هستید و بدون هیچ شک و تردیدی به اهداف خودتان خواهید رسید.

پس بدانیم که در نظام مقتدر الهی هر کاری یک اصول و مسیرهایی دارد که از قبل توسط خالق بی همتا پایه گذاری شده و ما زمانی که بر اصول این سیتم کیهانی عمل کنیم قطعا به نتیجه خواهیم رسید.

و ما در اینجا به بررسی این اتفاق بزرگ از دیدگاه مهندسی ذهنی می پردازیم.

تا حالا چندین بار در مورد شرطی سازی ذهنی در این کانال سایت اسرار ذهن مطالبی رو ارائه کردیم. ولی بصورت مختصر عرض می کنیم که:

شرطی سازی ذهن چیست؟

یک محرک مستقیم به همراه یک محرک بی اثر به فردی ارائه می شود . در اثر تکرار این همراهی بعد از مدتی محرک بی اثر به تنهایی می تواند نقش مستقیم را ایفا کند.

برای مثال شما هر موقع لواشک و آلوچه میل می کردین بزاق دهانتان ترشح می شد و در اثر تکرار این موضوع شما صرفا با دیدن آلوچه و لواشک آب دهانتون راه میافته و شما هیچ اختیاری ندارید روی این موضوع.

میگی نه؟؟ امتان کن. و حالا به یک لوااااااااشک ترش و ملس فکر کن و آلوچه های سبز رو در ذهنت ببین……

حالا آب دهنت رو قورت بده?

حالا این استفاده میتونه مثبت باشه یا منفی.

چگونه؟

فرض کنید تیم مورد علاقه شما بازی رو برده و شما غرق در شادی هستید در این لحظه شما در بالاترین حالت ارتعاشی قرار دارید . حالا شما هر کاری را با این حالت ارتعاشی خودتان همراه کنید ْ یک شرطی سازی مثبت انجام می دهید.

یعنی چه:

برای مثال شما که از برد تیم مورد علاقه خود بسیار شاد هستید . بعد از بازی شروع به خواندن کتاب می کنید. در این لحظه ضمیر ناخودآگاه یا همان بچه غول بی شعور این معادله را در ذهنتان ایجاد می کند:

شادی و احساس خوب داشتن = کتاب خواندن

 و از این به بعد هر موقع شما شروع به خواندن کتاب کنید فورا این معادله در ذهن شما بصورت معکوس در خواهد آمد. یعنی:

کتاب خواندن = احساس خوب داشتن.

و به این طریق شما با خواندن کتاب بدون هیچ دلیلی فورا احساس خوبی را تجربه می کنید.

جالب شد قضیه. درسته؟؟

و حالا مثال را اینطوری در نظر بگیریم:

تیم مورد نظر شما بازی رو می بازه و شما غرق در احساسات منفی هستید . در این لحظه همسر شما کنارتون میاد در حالی که یک عطر خاصی را استفاده کرده. بوی عطر به مشام شما میرسد در حالی که شما بسیار ناراحت هستید و این بار معادله زیر در ذهنتان شکل می گیرد:

احساسات منفی و ناراحتی = بوی عطر خاصی

حالا فرض کنید یک ماه بعد شما در جمع دوستانتون قرار گرفتید و خیلی اتفاقی یکی از دوستانتون همون عطر رو استفاده کرده. و فورا رایحه ی این عطر به مشامتون می خوره و در عرض چند ثانیه معادله ی زیر در ضمیر ناخودآگه بازیابی می شه:

بوی عطر خاص = احساسات منفی و ناراحتی.

و به این شکل شما بدون دلیل بیرونی دچار احساسات منفی و ناراحتی می شوید و خودتان هم تعجب می کنید که چه اتفاقی افتاد که اینطوری شد؟؟

میدونم که براتون خیلی جالب و شگفت انگیز شده این موضوع.

این یکی از اسرار مهندسی معکوس ذهن هست که بعدها اشارات زیادی به باین قدرت خارق العاده ی ذهن خواهیم کرد.

اگر این متن را پسندید لطفا با دوستان خود به اشتراک بگذارید . چرا که ذکات علم نشر آن هست

نویسنده و محقق : میلاد پاکار